پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

پرهام و رهام

پیک نیک دونفری

گل پسر نازم زمانی که آفتاب جنگ شیراز سطح حیاطمون پهن میشه  دارو بساطمون جمع میکنیم و میریم توی حیاط پیک نیک دونفری پرهام و مامان ریحانه حسابی بهمون خوش میگذره  ...
20 دی 1394

هانا کوچولو

دلبرکم دوازده روز پیش (چهارم دی ماه) هانا کوچولو زمینی شد این خانوم کوچولو. خودش هم مثل اسمش ناز و خوشگله هانا کوچولو نوه عمو امین اقای بابایی هست باباش آقا هادی و مامانش خانوم لیلا ایشاالله که قدمش پرخیرو برکت باشه واسه مامان و باباش گل پسرم زمانی که هانا کوچولو دیدی حسابی متعجب شده بودی خیلی برات جالب بود و به من میگفتی باز میخوام بلم توی شکمت یا اینکه چرا راه نمیره. چرا دندون نداره الهی من قربون کنجکاویات برم خوشتل پسر ...
16 دی 1394

پسر اقا پرهام

شیرین عسلم الهی من قربون تخیلات گل پسرم بشم پرهامم این جوجوی ناز که توی عکس می بینی هرجا میری همرات میبریش  میگی پسلم هست اسمش هم جوجو گذاشتی وخیلی درقبالش احساس مسولیت میکنی     پرهامم. پسرت با خودت آورده بودی پارک وبهش میگفتی چون پسر خوبی بودی آوردمت پارکا خخخخخ اینجا هم به اتفاق نوه عزیزمان جوجوخان وعمه لی لی و صبا جونم در پارک آزادی هستیم ...
15 دی 1394

ترم دوم قران

قندوعسلم فندوق مامان اول دی ترم زمستانه کلاس قران شروع شد این ترم هم دوباره خانم نامجو مربی هستن و توهم حسابی ذوق زده شدی و کلی از کلاس قران استقبال کردی الهی من قربون پسر قران خونم برم اینم اقای پور زرینی معلم پر حوصله نقاشیت   ...
13 دی 1394

پیکاسوی مامان

الهی مامان به قربون اون انگشتای نازت بره که با گوشی نقاشی میکشی و خودت ازش عکس میگیری وتوی گالری ثبتش میکنی  اینم چند نمونه از هنرهای گل پسرم   البته کوچول مامان .من و بابا سعی کردیم که زیاد به موبایل وابسته نشی تا اونجایی که میتونیم تورو با بازیهای دیگه سرگرم میکنیم ...
7 دی 1394

تولد سه سالکی

شاهزاده کوچکم  چقدر زیباست تقارن تولدت با شب یلدا امیدوارم عمرت به بلندی و زیبایی شب یلدا باشه گل پسرم تولد سه سالگیت مبارک عسیسم   عزیز مامان امسال تم تولدت هندونه درست کردم   بدو برو ادامه مطلب گل همیشه بهارم خیلی خوشحالم که امسال تولدت در محرم و صفر نیست و موفق شدم تولدت شب یلدا بگیرم عاشقتم خوشتل مامان           کارت دعوت   ؛ هدیه کوچولوها اینم تاجشون تم شام     برگه یادگاری عزیز مامان امسال هم مثل هر سال خیلی...
30 آذر 1394

جدا خوابیدن پرهام

پرهام کوچولوی من چند شب هست که از من دور شدی وجدامیخوابی مهربانم عزیز دلم به صورت غیر منتظره مامان ریحانه رو سوپرایز کردی خودت یه دفعه تصمیم گرفتی که شب توی اتاقت بخوابی الان هم چند روز از تصمیمت گذشته و تو هنوز مصمم هستی الهی دورت بگردم که اینقدر با اراده هستی انگاری بر خلاف فکرم این جدا خوابیدن، منو بیشتر اذیت کرد کوچولوی دوست داشتنی من چقدر دلم برای روزهای نوزادیت تنگ شده پرهامم روزایی که شب تا صبح توی بغلم بودیو شیر میخوردی چه زود گذشت قشنگم خیلی سخت بود برام دل کندن و همش نگرانت بودم .چند شب پایین تختت خوابیدم بعد دم در اتاقت و یواش یواش ازت دور شدم و رسیدم به تختم😁😍😘 الهی مامان...
7 آذر 1394

پاییز فصل زیبایی

 الهی مامان به قربون ژست گرفتنت بشه توی یه خیابون خلوت با بابایی ماشینت بردیم و با ماشین بابا محسن کورس گذاشتی و حسابی حس غرور میکردی آخ که من قربون غرورت بشم نفس مامان عزیز دلم این روزها دوست داری همه چیز و همه کارات شبیه بابایی باشه اگه کمربند ویا رکابی بپوشی حسابی کیف میکنی و به من میگی من و بابایی مرد هستیم و تو زنی     الهی شکر که از جنسیتت راضی هستی و همش به رخ من میکشی که مثل بابایی شدی وقتی هم میخوای از آینده حرف بزنی میگی وقتی مثل بابا میمیم و صورتم مو در آورد البته بیشتر به جای اینکه بگی بابا میگی موتن(محسن )     دنیا دیگه مثل تو نداره ...
1 آذر 1394

تولدعمه لی لی

  خوشتل پسرم ده آبان فراموش نکنیا تولد یکدانه عمه جونت هست تولد خواهرشوهر گلم مبارک و ایشاالله صدساله بشن     شاهزاده کوچولوی مامان بازم طبق معمول تا اسم تولد میاد حسابی ذوق زده میشی و خوشحال ...
10 آبان 1394